سفارش تبلیغ
صبا

یا ارحم الراحمین

هر چه در حاشیه بود گذاشته بودم و راهی شده بودم. 

پرواز تاخیر خورده بود و ما همه در نمازخانه ی فرودگاه به استراحت بودیم. کنار خانم سرهنگ نشسته بودم، آبجی کوچیکه هم یه کناری نشسته بود و داشت اریضه می نوشت تا به کربلا که رسیدیم بِسپاره به نهر علقمه. زن داداشِ مهربان هم مشغول نی نی داری شده بود(پوشک بچه رو عوض کنه تا حداقل سه-چهار ساعتی راحت باشه). 

خانم سرهنگ داشت آروم آروم از لابلای حرفها آمارِ سفرهامون رو میگرفت، خوب که از سفرهامون گفتیم و گفت، پیشنهاد داد که بعد از سفر کربلا باهمدیگه راهی ترکیه بشیم. عرض کردم آخ جون، چشم. عاشقتم خانم سرهنگ.

مشغول گفتگو و خنده بودیم که یکی از خانمها با تندی اومد گفت، بَسه دیگه، بقیه اومدن استراحت کنن، چقدر آزار دارین!... با تعجب نگاهش کردیم و آرومتر ادامه دادیم.

خانم سرهنگ با دوتا از دوستاشون اومده بودن. ما همدیگه رو از مسجد محله میشناختیم. هفته ای یک الی دوبار همدیگه رو میدیدیم، ستون فقراتش مشکل داشت و زانوهاشم عمل کرده بود، برای همین با عصا راه میرفت. خوش اخلاق بود و خوش برخورد. روابط عمومی عالی و اعتماد به نفس بیست. سعی میکردم، شاگردیش رو بکنم. مانتویی، قدبلند و چهره ای نورانی. با اینکه عصا به دست داشت ولی صاف و بدونِ هیچ خمیدگی استوار قدم برمیداشت (ماشاالله). 

بالاخره خبرآمد که هواپیما آماده ی پرواز میشه بیایین. اذان مغرب و عشا رو گفته بودن که چرخهای هواپیما روی باند فرودگاه نجف نشست. هفته ی آخر رجب بود و ما از امشب میتونستیم نجف، مسجد کوفه، مسجد سهله ... باشیم. شکر خداوندِ رحمان و رحیم را. شکر

فَجعل لَنا مِن اَمرِنا فَرَجاً و مَخرجاً بِرَحمتِکَ یا ارحَم الراحمین.


یا محالِ معرفت الله

هنوز صدای موذنِ مسجد کوفه در گوشهایم هست.. .

خدایِ من، عطا کردی،خطا کردم.خطا کردم، عطا کردی

خدای من، وفا کردی، جفا کردم. جفا کردم، وفا کردی 

خدای من ، خدای من ، خدای من... 


جانم فدای زینب

السلام علیک یا بنت علی بن ابیطالب .


یاعلی ادرکنی

یا علی...

یاعلی امسال عشق ما فقط شمایید. 

امسال اذن امورِ زندگیم رو از شما میگیرم. امسال ظرفیت اجرای اعمالم رو از شما می گیرم. امسال ...

آخه امثال با شما شروع میکنم و با شما تا انتها خواهم رفت. 

امسال دوبار میلاد شما را به جشن می نشینم.

یا علی ادرکنی.


عکس جدیدس؟

افسر یه نگاه میکنه به عکس و دست میکشه رووش و...

Image result for ?زیارت کربلا?‎

...و یه نگاه میکنه توو صورتم، می پُرسه: خانم عکس مال چند وقت پیشه؟

با یه اعتماد بنفسی میگم: تغریبا یکسال.

با چشمهای گرد شده ای به علامت تعجب میگه: نهههههههه .

میگم: درست نمی دونم شاید یکی دوسال قبل.

با تعجب بیشتری میگه: خانم من هرچی نگاه میکنم این عکس مربوط به سالهای اخیر شما نیست.

هنوز اعتماد بنفسم رو دارم. دیگه مجبور به اعتراف میشم و میگم: خب من درست یادم نیست، فکر کنم مالِ قبل از این شناسنامه ست ، چندتا فایل عکس داشتم، از هر کدوم یکی آوردم. 

باخنده میگه : خانم این شناسنامه ده سال قبل صادر شده، این عکس ماه قبل از اینه یعنی عکسی که به من دادین مربوط بیش از ده سال گذشته ی شماست..... اونوقت شما بعنوان عکس جدید خودتون آوردین؟!

رفیقم اون عقب نشسته و منتظرِ تا کارم تمام بشه و باهم بریم. زده زیرِ خنده و روده بُر شده. 

مجبور میشم همونجا عکس دیجیتالی بگیرم و با همون ریخت و قیافه عکس بزنم روو پاسپورتم. خدایا یه قیافه ی گرمازده و خسته و کلافه. تصورش رو بکن... با خودم میگم به جهنم. قرارِ اگه عمری باقی بود نهایتاً چندتا سفر زیارتی بریم و بیاییم. تازه همونشم معلوم نیست. 

معلوم نیست اذن دخولش رو صاحب خونه داده باشه. 

برکات زیارت کربلا, تربت کربلا

یازهرا ............. 

اللهم الرزقنا زیارت الحسین.

اللهم الرقنا زیارت حج بیتک الحرام و زیارت قبر نبیک و زیارت ائمهه المعصومین، فی عامی هذا و کُلِ عام.

....................................... بگو الهی آمین.


ارزیابی توانمندی

ارزیابی توانمندی فناورانه TRL

ارزیابی توانمندی عمومی CRL

ارزیابی توانمندی تولید MRL

 

داشتم دنبال مقاله میگشتم توو نت. یه دفعه روو شد. باز شد. اومد. اومد. اومد.

 وقتی دیدمش فقط گفتم جیگر ، چقدر تو ماهی . فقط یه کمی بیشتر ..........


نامه ی آقا به سردار سلیمانی


رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه‌ سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره‌ پایان سیطره‌ی شجره‌ی خبیثه‌ داعش تاکید کردند: شما با متلاشی ساختن توده‌ی سرطانی و مهلک داعش نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه‌ی ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید.

متن کامل پاسخ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به نامه سردار سلیمانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سردار پر افتخار اسلام و مجاهد فی سبیل‌الله آقای سرلشکر حاج قاسم سلیمانی دام توفیقه

خدای بزرگ را با همه‌ی وجود سپاسگزارم که به مجاهدات فداکارانه‌ی شما و خیل عظیم همکارانتان در سطوح مختلف، برکت عطا فرمود و شجره‌ی خبیثه‌ئی را که به دست طواغیت جهان غرس شده بود، به دست شما بندگان صالح در کشور سوریه و عراق ریشه‌کن کرد. این تنها ضربه به گروه ستمگر و روسیاه داعش نبود، ضربه‌ی سخت‌تر به سیاست خباثت‌آلودی بود که ایجاد جنگ داخلی در منطقه و نابودی مقاومت ضدّ صهیونیستی و تضعیف دولتهای مستقل را به وسیله رؤسای شقیّ این گروه گمراه هدف گرفته بود. ضربه بود به دولتهای قبلی و کنونی امریکا و رژیمهای وابسته به آن در این منطقه که این گروه را به وجود آوردند و همه‌گونه پشتیبانی کردند تا سلطه‌ی نحس خود را در منطقه‌ی غرب آسیا بگسترانند و رژیم غاصب صهیونیست را بر آن مسلط سازند. شما با متلاشی ساختن این توده‌ی سرطانی و مهلک نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه‌ی ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید. این نصرتی الهی و مصداق: و ما رمیتَ اذ رمیت و لکن الله رمی بود که به‌خاطر مجاهدت شبانه‌روزی شما و همرزمانتان به شما پاداش داده شد.

اینجانب صمیمانه به شما تبریک میگویم و با این حال تأکید میکنم که از کید دشمن غفلت نشود.

آنهائی که با سرمایه‌گذاری سنگین این توطئه‌ی شوم را تدارک دیده بودند آرام نخواهند نشست سعی خواهند کرد آن را در بخشی دیگر از این منطقه و یا به شکلی دیگر دوباره به جریان افکنند. حفظ انگیزه، حفظ هوشیاری، حفظ وحدت، زدودن هر پسماند خطرناک، کار فرهنگی بصیرت‌افزا و خلاصه، آمادگی‌های همه‌جانبه نباید فراموش شود. شما را و همه‌ی برادران مجاهد از کشورهای عراق و سوریه و دیگران را به خدای بزرگ می‌سپارم و به همه‌ی شما سلام و دعا میکنم.

والسلام علیکم و رحمةالله

30 آبانماه 1396

سید علی خامنه‌ای

 


نامه سردار به اقا


سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح امروز در نامه‌ای به محضر رهبر انقلاب اسلامی، پایان سیطره‌ی شجره‌ی خبیثه‌ی داعش را اعلام و این پیروزی بزرگ را به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و جهان اسلام تبریک گفت. متن نامه سردار سلیمانی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انّافَتَحنا لَکَ فتحاً مُبینا

محضر مبارک رهبر عزیز و شجاع انقلاب اسلامی

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای مدظله العالی

سلام علیکم

شش سال قبل فتنه‌ای خطرناک شبیه فتنه‌های زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرصت و حلاوت درک حقیقی اسلام ناب محمدی (ص) را از مسلمانان سلب نمود این بار پیچیده و آغشته به سمّ صهیونیسم و استکبار همچون طوفانی ویرانگر، عالم اسلامی را درنوردید.

این فتنه خطرناک و مسموم با هدف آتش افروزی وسیع در عالم اسلامی و درگیر نمودن مسلمانان با یکدیگر، توسط دشمنان اسلام ایجاد گردید. حرکت خبیثانه ای که تحت نام "حکومت اسلامی عراق و شام" در همان ماه های اولیه موفق شد با اغفال دهها هزار جوان مسلمان دو کشور ، بسیار اثر گذار و سرنوشت ساز عالم اسلامی "عراق" و "سوریه" را دچار بحران بسیار خطرناکی کند و صد ها هزار کیلومتر مربع از اراضی این کشورها را همراه با هزاران روستا، شهر و مراکز مهم استانی به تصرف درآورد و هزاران کارگاه و کارخانه و زیرساخت های مهم این کشور ها از جمله، راهها، پل ها، پالایشگاهها، چاهها و خطوط نفت و گاز و نیروگاه های برق و موارد دیگری از این نوع را تخریب نمودند و شهرهای مهمی همراه با آثار گران بهای تاریخی و تمدن ملی آنها را  با بمب گذاری از بین برده و یا سوزاندند.

اگر چه آمار خسارت های وارده قابل احصاء نیست اما بررسی های اولیه حاکی از پانصد میلیارد دلار می‌باشد.

در این حادثه، جنایات بسیار دردناکی که غیر قابل نمایش است رخ داد؛ از جمله: سربریدن کودکان یا پوست کندن زنده زنده مردان در مقابل خانواده‌های خود، به اسارت گرفتن دختران و زن های بی گناه و تجاوز به آنان، سوزاندن زنده زنده افراد و ذبح دسته جمعی صدها جوان.

مردم مسلمان این کشورها متحیر از این طوفان مسموم, بخشی گرفتار خنجرهای برنده جنایتکاران تکفیری گردیدند و میلیون ها نفر دیگر خانه و کاشانه خود را رها کرده و آواره شهرها و کشورهای دیگر شدند.

در این فتنه سیاه، هزاران مسجد و مراکز مقدس مسلمانان تخریب و یا ویران گردید و بعضاً مسجد را به همراه امام جماعت و نماز گزاران آن با هم منفجر نمودند.

بیش از شش هزار جوان فریب خورده به نام دفاع از اسلام به صورت انتحاری با خودروهای پر از مواد منفجره خود را در میادین، مساجد، مدارس، حتی بیمارستانها و مراکز عمومی مسلمان ها منفجر کردند؛ که در نتیجه این اعمال جنایتکارانه ده ها هزار مرد، زن و کودک بی گناه به شهادت رسیدند.  

تمامی این جنایت ها بنا به اعتراف عالی ترین مقام رسمی آمریکا که هم اکنون ریاست جمهوری این کشور را بر عهده دارد توسط رهبران و سازمان های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا گردیده است کما اینکه همچنان این روش توسط رهبران کنونی آمریکا در حال طراحی و اجرا است.

آنچه پس از لطف خداوند سبحان و عنایت خاص رسول معظم اسلام (صل الله علیه و آله) و اهل بیت گرانقدرش باعث شکست این توطئه سیاه و خطرناک گردید، رهبری خردمندانه و هدایت های حکیمانه حضرت مستطاب عالی و مرجع عالیقدر حضرت آیت العظمی سیستانی بود که موجب بسیج کلیه امکانات برای مقابله با این طوفان مسموم گردید.

یقیناً پایداری دولت های عراق و سوریه و پایمردی ارتش ها و جوانان این دو کشور خصوصاً حشدالشعبی مقدس و دیگر جوانان مسلمان سایر کشورها با حضور مقتدرانه و محوری حزب الله به رهبری سید پر افتخار آن، جناب سید حسن نصرالله (حفظه الله تعالی )نقش تعیین کننده ای در به شکست کشاندن این حادثه خطرناک داشتند.

قطعاً نقش ارزشمند ملت و دولت خدمتگذار جمهوری اسلامی خصوصاً ریاست محترم جمهوری اسلامی، مجلس، وزارت دفاع و سازمان های نظامی و انتظامی و امنیتی کشورمان در حمایت از دولت ها و ملت های کشورهای فوق الذکر قابل تقدیر است.

حقیر به عنوان سرباز مکلف شده از جانب حضرتعالی در این میدان، با اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال آخرین قلعه داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه آمریکایی - صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره این شجره خبیثه ملعونه را اعلام می کنم و به نمایندگی از کلیه فرماندهان و مجاهدین گمنام این صحنه و هزاران شهید و جانباز مدافع حرم ایرانی، عراقی، سوریه ای، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی که برای دفاع از جان و نوامیس مسلمانان و مقدسات آنان جان خود را فدا کردند این پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشت ساز را به حضرت عالی و ملت بزرگوار ایران اسلامی و ملت های مظلوم عراق و سوریه و دیگر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم و پیشانی شکر را در مقابل پیشگاه خداوند قادر متعال به شکرانه این پیروزی بزرگ بر زمین می ساییم.

وَ مَا النَّصرالّا مِن عِندِالله العَزِیزِ الحَکِیم

فرزند و سربازتان

قاسم سلیمانی

 


پیکر مطهر شهید محسن حججی

سلام محسن جان ...

بابا سلام

 


==برچسب ها : شهید  , محسن حججی  ,

دلم هوای شما رو کرده یا زهرا...

نزدیک میلاد حضرت زهرا بود که نشسته بودم توو ماشین و

ماشین روبروی درب داروخونه پارک کرد. با یه نفسی خسته ای از بابا خواهش کردم خودتون برین دارووهارو بگیرین.

بابا دفترچه بیمه را برداشتن و رفتن توو دارووخونه، شیشه پنجره ی ماشین پایین بود آ یوخده خنک شده بود. یکدفعه ای یکی ازم پرسید: خانوم شما نَوه هم دارین؟

 

چشمام گرد شد آ دهنم باز موند. یه نگاه کردم. دیدم دختر بچه ی 5 یا 6 ساله ای (توپول موپول) کنار دستم . تَرکِ موتوری که بغل دست ماشینِ ما پارک کرده نشسته و منتظرِ تا جوابش رو بگیره. در لحظه با شاخهای درآمده ای از تعجب پرسیدم: من نوه دارم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 فرمودن: بله

عرض کردم: من از مامانِ شما هم کوچیکتر هستم.

فرمودن : خب خواهر و برادر دارین؟

عرض کردم بببببببببببببببببله.

فهمیدم بغل دستم یه دختر بچه ی شیرین عسل و خوش کلام، از اون هایی که فکر میکنن همه ی عالم و دنیا رو در اختیار دارن نشسته. انرژی گرفته بودم. دلم میخواست بهش ثابت کنم که این روزها خوشبخت ترین دخترِ روی زمینه.

پرسیدن : خواهر دارین یا برادر؟

عرض کردم: هم خواهر دارم ، هم برادر.

در لحظه با یه افتخاری فرمودن: من هم یه خواهرِ بیست روزه دارم.

با یه ذوقی ازش پرسیدم: از اون کوچولو- موچولوها؟

فرمودن: بله. از اون اون کوچولوها.  خواهرم شکمش باد میکنه، بعد بادِ شکمش می پیچه توو دلش برای همین دلش درد میکنه. اومدیم براش داروو بگیریم. بدیم بِهِش تا بخوره و خوب بشه.

عرض کردم : شما هم براش دعا کنین تا زودتر خوب بشه.

فرمودن دعا میکنم.

پرسیدم اسم شما چیه؟

فرمودن: اسم من حدیثِ و اسم خواهرم گلنار . من نیمه دویی هستم. شما هم نیمه دویی هستین؟

عرض کردم: بله منم نیمه دوویی هستم.

پرسیدن: شما هم ابان به دنیا اومدین؟

عرض کردم : نه .

یکمی مکث کرد ( انگار چندان خوشش نیومده بود که من هم ابان به دنیا نیومده بودم. احتمالاً ایشون معتقد هستن متولدین آبان بزرگترین فرشتگانِ روی زمین هستن) با یه افتخاری فرمودن من دوم آبان به دنیا اومدم. نیمه دومی ها بهتر هستن. به دنیا که میان سالم هستن.

پرسیدم خواهرتون نیمه اولیه؟

فرمودن بله. خواهرم به دنیا که اومد. زردی داشت.

.

..

...

پدرشون با یه پلاستیک پر از دارو از دارووخونه اومد. یه نیگاهِ چپ چپی به من کرد و دست کشید به سرِ دخترش.( احتمالاً ترسیده بود، دخترش دچارِ یه آدم ربا شده باشه) 

حدیث خانم با همون لحنِ کلامِ بزرگمنشانه ی خودشون، به آقای پدر فرمودن : من و این خانم داشتیم با هم صحبت می کردیم بابا. 

 

همچنان نشسته بودم توو ماشین. تکیه داده بودم به صندلی. شیشه ماشین پایین بود. رووم به آسمون. با نشاطی که از همکلامی با حدیث خانم گرفته بودم، محضر الهی عرض کردم: خدایا سلامتیِ کامل به خواهرِ بیست روزه ی این حدیث خانم عنایت فرما و انشالله خودشم به تمام آرزوهای بزرگش برسه. فرزند لایقی برای پدر و مادرش بشه.

 

  


   1   2      >



======== =